شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید عباس زال

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

شهادت می دهم که خدایی به جز پروردگار یگانه جهانیان نیست و شهادت می دهم که از طرف خداوند برای هدایت ما 124 هزار پیامبر فرتاده شده که اول آنا آدم و خاتم آنان حضرت محمد (ص) می باشد و شهادت می دهم که 12 امام برحق اند و اول آنان حضرت علی (ع) و دوازدهمین آنان حضرت مهدی (عج) می باشد و شهادت می دهم حضرت امام خمینی (س) نائب حضرت مهدی (عج) می باشد.

با عرض سلام به حضور پدر و مادر مهربانم و بسیار زحمت کشم که همیشه رضایت پروردگار را از ایشان دارم و امیدوارم که تحت توجهات و عنایت حق تعالی بهرمند باشند. ای مادر مهربانم و ای پدر زحمت کشم به قول خداوند عزوجل که در سوره بقره آیه 151 می فرماید هر آئینه آزمایش می کنیم شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستن مال ها و جان ها. شکیبایان را کسلنی که هنگامی که می رسد برایشان مصیبتی گویند به درستی که ما از برای خداییم و به درستی که به سوی او باز می گردیم، پس خدا را در نظر داشته باشید و از نبودن من ناراحت نباشید چون من به جایی می روم که همه باید برویم و چه بهتر که به گونه ای برویم که رضایت حضرت حق در آن است و به گونه ای که در آخرت نزد شهدا و نزد خداوند خجل نباشیم. پدر جان و مادر جان این را در نظر داشته باشید که هر آنچه خدا بخواهد آن می شود و خوشا بر من که در راه ادای تکلیف الهی و مبارزه با دشمنان خدا از این عالم فانی کوچ کردم. پدر جان می دانم داغ دیده هستی و می دانم که برایم خیلی زحمت کشیده ای و مرا بزرگ نمودی و تو چه پدر با ارزش و بزرگواری بودی که با رفتن من به جبهه موافقت نمودی و حاضر شدی که فرزند خویش را در جهاد با کفر قربانی نمایی و در نظر داشته باشید که خدا این عمل را ضایع نمی کند و صبر کن و از این امتحان و این آزمایش خوشحال و خشنود باش و مادر جان می دانم که تو هم داغ دیده ای و برای من بسیار زحمت کشیده ای تو نیز در نظر داشته باش مادرانی را که چندین فرزند و جوان را در راه رضای حضرت حق قربانی نموده اند و تو مادر قهرمان از این امتحان افتخار کن که فرزند ناقابل خویش را در راه خدا داده ای مگر خون من رنگین تر از خون دیگر شهدا است، نه هرگز چنین نیست تا هنگامی که دین خدا احتیاج به حفاظت و خون دارد باید داغ دیده شد و باید برای حفظ اسلام جوان داد تا از حق دفاع کرد و این سخن خداوند و سخن مولایم حضرت علی (ع) و ابا عبدالله (ع) می باشد: در زندگی خدا را در نظر داشته باشید و جز خدا به کسی دل نبندید که غیر خدا همه فانی اند و همه از ما جدا خواهند شد . ای مردم بدانید که کسی که از این دنیا و این زندان می رود چیزی جز عمل با خود نمی برد و بکوشید که اعمال داشته باشید نه اموال و مانند کسانی نباشید که محکم دنیا را گرفته باشند و هیچ جایی را نمی بینند این دنیا و این اموال شیطانند مواظب باشید زیادی آن شما رافریب ندهد. ای پدر و مادر عزیزم شما چه خوب بودید و چه بزرگوارید و امیدوارم به خوبی و مهربانی و بزرگی خویش هر گناهی و هر بی احترامی و هر اشتباهی که باعث ناراحتی شما شده ببخشید و مرا از روی بزرگواری خودتان حلال کنید. مجتبی و داداش مرتضی و .... امیدوارم که مرا حلال کنید و این داداش حقیر خود را ببخشید و این را در نظر داشته باشید که نمازهایتان ترک نشود و آن را اول وقت و در مسجد به جماعت به پا دارید و هیچگاه از سخنان پدر و مادر عزیزمان نافرمانی نکنید و داداش  ابوالفضل از سوی من از همه حلالیت بطلب. هنگام دفن من انگشتانم را مشت کنید که نفرت و غضب خویش را به کسانی بنامایانم که مخالفت با جنگ و انقلاب و امام می کنند. چشمانم را باز بگذارید تا گمراهان بدانند من از روی آگاهی و شناخت همچون شهدای دیگر این راه را انتخاب کردم و امیدوارم پیرو شاه ابا عبدالله (ع) باشید و هیچگاه از امان و انقلاب منحرف نشوید" امید من را به خاطر بسپارید نه به گور" و در پایانتشکر می کنم از ایزد منان خداوند عزوجل که به من این لیاقت را و این سعادت را که اصلاً لایق آن نبودم را از رحمت و عنایات خویش به من داد تا بتوانم به جبهه بروم و این جان ناقابل را که در راه خدا هیچ ارزشی ندارد ولی برای بالاترین هدیه بود به او تقدیم کنم و از پروردگار با عظمت متشکرم که مرا در کشور و مملکت اسلامی و شیعه با رهبری عادل و امامی چون امام خمینی خلق نمود.

خوشا برمن که دلدارم حسین است

به محشر یاور و یارم حسین است

سر و کاری ندارم در دو عالم

که در عالم سر و کارم حسین است

به بالینم نمی خواهم طبیبی

چرا خواهم که غمخوارم حسین است

نمی ترسم من از روز قیامت

که در عالم طرفدارم حسین است

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار!

عباس زال

19/10/65

 


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید علی مهران

بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا الا الا الله و اشهد ان محمد رسول الله  و اشهد ان علی ولی الله. انا لله و انا الیه راجعون.

به نام الله روشنگر دل ها و هستی بخش روح الله و پاسدار خون شهیدان و با سلام و درود بر آقا امام زمان ولی عصر (عج) تعالی فرج الشریف. و با سلام و درود بر نائب بر حقش حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری اسلامی در ایران و با سلام و درود بر روان پاک شهدا از شهدای کربلای حسینی تا شهیدان وطن عزیزمان به خصوص شهدای عزیز و گمنام و بی مزار و مفقود الاثر که واقعاً خداوند همه آنا را با شهدای کربلا محشور کند و با سلام به شما مجروحین و جانبازان در بیمارستان ها و با امید آزادی اسرا از چنگال بعثیون که ایمدوارم انشاالله خداوند آنان را از زندان های بعثی نجات دهد و با سلام خدمت مردم همیشه در صحنه که همه آنان دین خود را به این انقلاب ادا کردند. چند جمله با این مردم صحبتی داشتم که البته می دانم کوچکتر از آنم که بخواهم مطلبی بگویم ولی بر حسب وظیفه در این وقت کم و با این کاغذ و قلم نمی شود گفت. اول اینکه پشتیبان انقلاب و امام باشید و هیچ وقت رها نکنید که اگر خدای نا کرده این کار بشود شکست انقلاب که همان شکست اسلام است حتمی می باشد. مسئله دوم نماز جمعه و دعا می باشد که این هم به علت کمی وقت توضیح نمی دهم. با سلام خدمت پدر و مادر زحمت کشم که می دانم آنها در مورد من بسیار زحمت کشیده اند ولی در مقابل من فرزند خوبی برای شما نبودم و بسیار گناهکار م تنها خواهشی که از شما دارم این است که مرا جداً حلال کنید و ببخشید و این بنده حقیر خدا را عفو کنید و از همه بستگان حلالیت بگیرید و ناراحت نباشید اگر از دست شما رفتم چون که امانتی بودم از طرف خدا نزد شما و این امانتی را از شما یک روزی باید می گرفت و آن هم هر چه زودتر بهتر بود. اگر خدا شهادت را نصیبم کرد که چه سعدتی بالاتر از این که در راه خدا از این من حقیر و گناهکار را جز شهیدان خودش قرار دهد. خدمت برادرانم چند جمله کوتاه عرض می کنم که تا می توانید در جبهه ها حضور داشته باشید اگر جبهه نشود پشت جبهه خدمت کنیدو قدر این انقلاب را بدانید که نعمتی بسیار بزرگ است نزد همه ما. خدمت خواهرانم که بسیار دوستشان دارم بگویم که مسئله حجاب را فراموش نکنید که مطمئن هستم که بسیار بیشتر از من مورد آگاهی و عمل دارند و دیگر درس درس بخوانید تا بتوانید در گوشه  ای از این انقلاب حضور داشته باشید. خدمت همه دوستان و آشنایان و رفقا عرض می کنم که این بنده حقیر را حلال کنند و برای این جانب از خدا طلب آمرزش کنند. در خاتمه من هیچ وقت بدهکاری به کسی ندارم یک مقدار پول هم که در بانک دارم آن هم تکلیفش با پدرم می باشد که چه کند در خاتمه یک ماه روزه بدهکارم نتوانستم بگیرم و بعد از آن یک جان که آن هم بدهکار به خود خدا. فقط دعایتان این باشد که خدایا اسرای ما را آزاد بگردان رزمندگان پیروز و رهبر طول عمر عطا بفرما. وقتی این نامه را می نویسم که حواسم درست جای خودش نیست، فکرم بسیار مشغول و اعصابم و فکرم جای دیگری می باشد. سر از پا نمی شناسم. همین طور سریع این نامه را نوشتم خلاصه ببخشید که جملاتم ناقص و ناتمام می باشد.

وصیت نامه علی مهران فرزند صاحبعلی عبدالله عاصی و گناهکار خدا

شش 2253  ت ت 1345  شهادت 24/12/63

 


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید حسینعلی حسینی

بسم رب الشهدا و الصدقین

در منطق شیعه علی مرگ فنا نیست. بلکه آزادی از دنیای مادی و فانی و رسیدن به لقاء پروردگار است راستی چه مرگی شیرین تر از شهادت قابل تصور است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: هنگام شهادت ضربات دشمن بر پیکر شهید آرام تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در تابستان است. و چه اجری برای جهاد بزرگ تر از شهادت و چه حجله ای پر صیادت تر از قبر؟ آنگاه که هفتاد هزار ملائکه مومن را دنبال می کنند و به سمت هر یک دسته های گل بهشتی است و روح او را تشیع کردند آسمان ها صعودش می دهند و به هر آسمانی که می رسند ملائکه آن آسمان می گویند که چه خوشبو ست این روح مطهر و از آسمان ها رد شده و روح مومن را به عرش خدا می رسانند.

اما در مورد خودم، هرگز لیاقت رسیدن به چنین فیض بزرگی را در خود نمی بینم ولیکن تنها به فضل و کرم خدا امیدوارم شاید که ما نیز از رحمت واسعه او محروم نباشیم و به فیض شهادت نائل گردیم. پس لازم است که ذکر شهادت شود که اشهد ان لا اله الا الله و خاتم النبیین و اشهد ان علی ولی الله وصی رسوله و الحسن و الحسین ابناء و التسعه من ولذ الحسین اولیاء الله و ائمه المومنین و اشهد ان الموت الحق و الجنة حق و انا لله و انا الیه راجعون. و در آخر شهادت می دهم که خمینی روح خدا نائب برحق امام عصر (عج) در زمین می باشد و اطاعت از او بر تمام مسلمین واجب می باشد. و بعد از ذکر شهادت توصیه هایی به پدر و مادر وعزیزان دیگر دارم.

پدر و مادر عزیزم هرچند در دنیا همواره باعث آزار اذیت شما بوده ام اما از شما تمنا دارم که مرا حلال کنید. از پیروی امام عزیز دست برندارید و هر چه بیشتر در خدمت اسلام کگوشش کنید. جان و مال و فرزندانتان را برای خدا دوست بدارید و از هدیه دادن آنها به صاحبش دریغ نکنید. برادران و خواهران گرامییم که همواره دلم نزد شماست بعد از تمنای حلالیت شما را توصیه می کنم به اینکه راه شهدا را ادامه بدهید و نگذارید جایشان در خانه خالی بماند. کتاب بسیار بخوانید و در عمل به فرامین اسلام کوشا باشید و قرآن و نهج البلاغه را فراموش نکنید و کاری که هیچگاه نکردم یعنی نیکی به پدر و مادر را انجام دهید و اما به تمام آشنایان: قبل از هر چیز شما را به تقوی خدا و نظم در کارهایتان توصیه می کنم و اینکه آمیخته بشوید به  خلق الله رخم و شفقت و وحدت ما بینتان و شدت عمل مقابل دشمنان را فراموش نکنید که اگر از هم متفرق شوید اول شکست اسلام و انقلاب است. قرآن و کتب دینی و مخصوصاً ادعیه را زیاد بخوانید و اطاعت از ولایت فقیه را فراموش نکنید و اما در آخر به تمام کسانی که این وصیت نامه را می خوانند توصیه می کنم و تقاضا دارم مرا ببخشید و عاجزانه التماس دعا دارم.در ضمن 200 ریال به برادر کاظم عبدالهادی بدهکارم آن را بپردازید.


 
دعوت نامه برای شهدا
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

بسم رب الشهداوالصدیقین

خانواده محترم شهید     

با  احترام  به  استحضار می رساند، هیئت  عاشقان  ولایت

در نظر دارد که مراسمی جهت زنده نگه داشتن یادوخاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس تحت عنوان شبی با شهدا

را برگزار نماید.

لذا  از شما  خانواده  محترم دعوت به عمل می آورد که  با

حضور خود گرمی بخش محفل شهدا باشید.

مکان:

زمان:                      مورخ :                   ساعت:

هیئت  عاشقان  ولایت


 
تقدیرنامه برای شهدا
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

 

 

"بسم رب شهدا و صدیقین"

 

خانواده محترم شهید

شهیدان پرچم های برافراشته و جاودانه عزت و کرامت بشری و ناظران به وجه رب هستند و چون به حیات جاوید رسیده اند ، حضور دارند و با حضور خود پشتیبان رهروان حقیقت و دستگیر از پا افتادگان و دعا گوی مومنین هستند هر چه فضای زندگی الهی تر باشد حضور شهیدان ملموس تر خواهد بود . خیل عظیم شهیدان ذخایر اصل انقلاب اسلامی هستند و آنچه از موفقیت و پیروزی و عزت سراغ داریم حاصل عروج و حضور حیات آنان است . اینک در سایه لطف حضرت بقیه ا... الاعظم مهدی موعود (عج) دیدار یادگاران شهدای 8 سال دفاع مقدس آن یاوران با وفای انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(قدس سره) حاصل شده است .

فرصت را مغتنم شمرده از صبر و شکیبایی و ایثار شما صمیمانه تشکر و قدردانی می نمائیم و

به روح شهیدان معظم ادای احترام نموده و از خداوند معتال توفیق پاسداری از مکتب و آرمان آنان را مسئلت می نمائیم .

 

                                                                                 

 

 


 
تقدیرنامه برای شهدا
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

"بسم رب شهدا و صدیقین"

«زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست»

خانواده محترم شهید

شهیدان مظهر ایثار و استقامت هستند. آنها با شهامت و توکلی بی مثال در راه اسلام و پاسداری از وطن در مقابل دشمن ایستادند؛ از جان خود گذشتند تا انقلاب اسلامی که تازه ریشه دوانده بود پایدار و استوار چون سرو همیشه سبز باقی بماند.

آنها رفتند تا ما در سایه سار پر برکت حکومت اسلامی بمانیم و جامعه ای منتظر را برای ظهور امام زمان (عج) آماده سازیم. آنها رفتند و درس ولایت مداری را با خون خود به ما آموختند تا با هر چه در توان داریم از ولایت دفاع کنیم.

 

«شهیدان رفتند اما راه و مسلک آنان همیشه زنده خواهد بود»


 
تقدیرنامه برای شهدا
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

 

"بسم رب شهدا و صدیقین"

«کاری  که شهدا کردند  کاری حسینی بود  اما آنهایی که ماندند  باید کاری زینبی کنند »

خانواده محترم شهید

هر گوشه سرزمین ما بوی پیراهن خاک گرفته تو را دارد. خاک سرزمین ما رنگ ارغوانی خون تو را گرفته است.

ای شهید سربلند دین و کشورم!

نام شهید یادآور سادگی، صداقت، پاکی و استواری است. یادآور هشت سال حماسه ای فراموش نشدنی ؛ حماسه ای که ریشه در حماسه حسینی دارد. با همان عزت، با همان افتخار، با همان مظلومیت و با همان ولایت مداری.

ای شهید با اینکه تو رفته ای هنوز درس و رسمی که با خون خود در خاک گذاشتی باقی است و همیشه باقی خواهد ماند و مدال پر افتخار سرزمین ما خواهد بود!


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه علی محمدمقدسی

بسمه تعالی

یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلنی فی عبادی و ادخلی جنتی.

بار الهی در این آخرین لحظات عمر کوتاه اما پر از خطا عاجزانه چون بنده گنهکاری که دیگر هیچ دری را به روی خود باز نمی بیند و در اعماق تاریک وجود نوری از تو به او امید می دهد. مرا به سوی خود بخوان که اگر خواندی مانند همیشه بر این حقیر منت گذارده ای.

بار الهی در این لحظات آخر عمر دوباره دست از تو و دعای بسویت برنمی دارم چرا که جز تو هیچ ندارم و خواهان چند عرض نیاز دیگرم.

اول آنکه خدایا فرج آقا امام زمان (عج) را برای گسترش عدالت در روی زمین خاکی هرچه سریعتر نزدیک بفرما.

و نیز رهبر کبیر انقلاب این فرزند زهرا ، حاصل خون حسین سید الشهدا (ع) این تبلور اسلام در قرن حاضر این قلب تپنده مستضعفین جهان و امام و افتخار خانواده های شهدا و نور چشم کودکان شهیدان که با نام او دلشان شاد می گردد و فرمانده کل نیروهای اسلام را تا ظهور حضرت مهدی (عج) نه تنها زنده بلکه در کنارش استوار و در تمام خطرات دنیوی محفوظ بدار.

بار الهی، خداوندا به تمام خانواده های شهدا صبر و طاقت عنایت فرما. همچون صبر و طاقتی که بر زینب (س) در کربلا در روز قتل فرزند و برادرش و اسارت عنایت فرمودی و مورد لطف خود قرار بده و با باز شدن راه کربل روی آنها را خندان فرما.

بار الهی تنها تویی نیروی کامل و تویی برآورنده حاجت ها. بار خدایا نیروی اسلام را در این لحظه از زمان نیرومند ساز و در تمام مراحل پیروزشان گردان و بر نیروی آنها بیفزا و تمام نقاط جبهه شان را نفوذ ناپذیر گردان و هر کدام را همچون حمزه سیدالشهدا قرار ده.

بار الهی خانواده ام را مورد لطف و رحمت خود قرار بده چرا که برگردن این حقیر حق زیادی دارند و اوان کودکی با تمام مشکلات و سختی ها مرا به این سن رساندند. خواهشمندم تمام مراسم را از خرج های اضافی کم کنید و اگر گریه می کنید بر من گریه نکنید چرا که از این دنیا انشاء... قبول بیرون رفته ام بلکه بر امام حسین (ع) و زینب (س) گریه کنید.

و نیز کتاب هایم را به انجمن اسلامی هدیه دهید تا بلکه در آنجا مورد استفاده قرار گیردو و از خانواده عزیز تقاضا دارم رابطه خود را با خانواده شهید خاجو قطع نکنید و آنان را تنها نگذارید. دعا برای این حقیر را فراموش نکنید چرا که محتاج دعا هستم. و دوباره از پدرم که بسیار باغث زحمت او بودم و از مادرم که او را رنج دادم حلالیت می طلبم و امیدوارم استوار و مقاوم در راه اسلام خدمت کنند. وهر چه از آنها تشکر کنم بسیار ناچیز است پس اجر زحمتشان را به خدا واگذار می کنم.

انشاء... همه در دینداری موفق باشید و از رحمت خدا دور نگردید.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید محمد کریمی

بسم رب الشهدا

دانی که چرا سر قفا داد حسین (ع)                در طاعت حق درسی به مادادحسین(ع)

بر خاک چنین نماد و در سجده شکر                    گو بعد نــماز خون  بها داد حسین(ع)

انصاف  نباشد  که کنی  ترک  نماز                    وان حال سر از سر ده وفا دادحسین(ع)

از بــهر تو ای  پیر از کـعـبــه  دل                     هفتــاد و دو تن  قبله نما  داد  حسین (ع)

 

اکنون که این نوشته را می خوانید دیگر من در میان شما نیستم و یادی ازمن گنهکار باقی مانده است. امروز حسین (ع) زمان تنهاست امروز فاطمه (س) در برابر سپاهیان کفر و ابر قدرت های پست بی یاور است. امروز کربلای انقلابمان خون می خواهد و من می روم تا به یزید و یزیدیان زمان بفهمانم که شهادت بالاترین آرزوی ماست. می روم تا شاید نینوا را بیابم و در عاشورای دوران هدیه ناقابلی در راه پیروزی حق بر باطل و اسلام بر کفر در پیشگاه مولایم مهدی (عج) تقدیم نمایم و به پروانه گان جاوید شمع ولایت بپیوندم. امیدوارم که این قطره خون ارزش برای باروری انقلاب جهانیان مورد پذیرش آقا ولی عصر(عج) و نایب او امام خمینی قرار بگیرد. در ضمن وصیتم به پدر و خواهرانم این ات که بعد از شهادتم سیا نپوشید و عزا نگیرید. چون شب دامادیم است. و خوب می دانید که قلب و روحم همیشه پیش معبودی بود که از همه کس به او نزدیک ترم. این آرزوی من بود. و می خواهم شیرینی و نقل و میوه بدهید و افتخار کنید که برای اسلام و برای مردم به جهاد رفتم که نایب صاحب الزمان (عج) و برای حقیقت و مبارزه با کفر است. چه خداوند گفته: ( ما من قطره احب ا... من قطره ام فی سبیل ا...) یعنی : هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت در نزد خدا از قطره ای که در راه خدا ریخته شده بهتر نیست و من می خواهم با این قطرها خونم به عشقم برسم که در راه خداست. و به برادرانم می گویم امیدوارم جدا ازمن اسلحه مرا زمین نگذارید و امام را تنها نگذارید که تنها آرزویم این است.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید محمد خلیلی

بسمه تعالی

با سلام و درود بی کران بر امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی حسین زمان و با سلام و درود بی کران بر رزمندگان اسلام که در جبهه ها بر علیه صدام و صدامیان و ابر قدرت های جهان می خروشند و با سلام و درود بیکران بر شهدای اسلام از صدر اسلام تا کنون و باسلام و درود بی کران بر مفقودین و جانبازان.

من المونین رجال صدقواما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو وما بدلو تبدیلا. احزاب 22

خداوندا تو شاهدی و شاهد باش که ما برای رضای تو می جنگیم وبرای دین تو از این انقلاب اسلامی دفاع می کنیم. خداوندا نیروی ما را زیاد کن تا بتوانیم دشمن را از پا درآورده و صدامیان را و همچنین حامیانشان را از صفحه روزگار برداریم. خدایا امیدوارم که مرا همچون شهیدان پاک سازی و در روز محشر در صف مولایم علی(ع) قرار داده  و مرا از یاران شهید کربلا جدانسازی چون آنها با تو و در کنار تواند و مرا طاقت دوری تو را نیست. البته کوچکتر از آنم که به شما مردم عزیزان این را بگویم که این انقلاب مال شما هاست شما مردم محروم و مستضعف که خود آغاز گرش بودید و در این راه خون داده اید باید خود پاسدارش باشید لذا این جنگ که مسیر اصلی این انقلاب است تا نیل به پیروزی نهایی ادامه اش دهید که اگر لحظه ای در قبال آن سستی کنید تمام زحمات شهدا پایمال شده و دیگر هیچگاه سربلند نخواهیم کرد. انشاءالله می دانم که هرگز چنین نخواهد شد و تقدیر الهی بر این است که مستضعفین باید وارثان زمین باشند. سخنی هم با خانواده ام دارم . امیدوارم که مرا ببخشید که در چنین شرایطی ماندن در خانه برایم مشکل بود و نمی توانستم خودم را نگهدارم چون جنگ و جهاد که توام با شهادت است یک تکلیف الهی است پس اگر من به مقام رفیع شهادت نایل آمدم برایم گریه نکنید که دشمنان شاد شوند. برایم سیاه نپوشید که آنها لباس شادی به تن کنند. در پایان از همه دوستان و آشنایان طلب عفو و بخشش می کنم و امیدوارم مرا ببخشند و برایم دعا کنند. پدر و مادرم گفتم که اولاً من را ببخشید و حلالم کنید و برایم ناراحت نشوید. امکان دارد عده ای بعد از شهادت من ( اگر نصیبم شد) به شما چیزهایی یگویند؛ پدرم و مادرم در این هنگام شما خدا را در نظر بگیرید و هیچگونه ناراحت نباشید بلکه بعکس شاد باشید که اینها از خدا غافلند و باید افتخار کنید که فرزندتان در راه خداوند به شهادت رسید . در این صورت شما پدر و مادر های شهدا هم در این جهان و هم در آن جهان سربلند می باشید و حرف دیگری که داشتم در دنیا هیچ چیز برایم خوشحال کننده نبود جز حجاب مادر و خواهرانم. امیدوارم شما نیز زینب وار توسط حجابتان از انقلاب اسلامی پشتیبانی نمایید و پشتیبان امام باشید و او را دعا کنید . در خاتمه پدرم برایم برای احتیاط یک ماه روزه، یک سال نماز بخوانید. در ضمن مقدار200 ریال به بابا سبزی فروش و همین مقدار به هاشم آقا مغازه دار بدهکار می باشم و مقدار پنج هزار و خورده ای ریال از عین ا... طاهری طلب کار می باشم و مقدار 8000 ریال به برادر محسن از بچه های بنیاد تعاون وزارت سپاه بدهکار می باشم. سلام مرا به صدیقه خاله برسان و بگو حلالم کند و بگویید آن طور خواهر زاده اش نیستم که یک عده از خدا بی خبرها می گویند. من هیچگاه از فکر امیر نماندم. همیشه به یاد او بوده ام و او را تنها نمی گذارم. و از کسانی که بر علیه انقلاب صبحت می کنند و نسبت به این انقلاب اسلامی و امام عزیزمان خمینی بت شکن و رفسنجانی و خامنه ای و مشکینی بدبین هستند و سعی می کنند فساد را در جامعه اسلامی رواج دهند با پوشیدن لباس یا غیره حق ندارند در تشیع جنازه من شرکت کنند. شما غیر پدر و مادرهای دیگر هستید چرا که شما پدر و مادر شهدا هستید.

کتاب عشق را کاتب حسین است. شهیدان برگ های این کتابند.  

20 تومان نیز به مغازه محمد دایی بدهید. 


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید حبیب قربانی

بسم رب الشهدا و الصدقین

ان ا... اشتری من المونین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه.

از مردم خواستارم که راه من را ادامه دهند مخصوصاً برادرهایم راه مرا هر چه بهتر ادامه بدهند و تما حرف های من را گوش دهند و به آنها عمل کنند.

 مادر امیدوارم که برای من گریه نکنی چون من امانتی بودم در این دنیا و بازباید برگردم پیش خدا. مادرم امیدوارم من را حلال کنی تا بتوان در این راهی که می روم راه خدا و امام امت است خوب پیش برویم و از برادران انجمن اسلامی  خواستارم که برایم مراسم خوبی برپابدارید و تمام کوچه را چراغانی و بین مردم شیرینی پخش کنید. از تمام پدران و مادران تقاضا می کنم که فرزندانشان را به جبهه بفرستند حتی اگر تنها فرزند خانه باشند.

                                                                                      «خدانگهدار»

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید جعفر بلبل پور

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به پیشگاه مقدس ولی عصر (عج) و فرمانده کل قوا امام امت و شهدای گلگون کفن. حمد خدای تبارک و تعالی را که ما را از لجن زار دنیا بیرون کشید و به ما هستی داد و انشاءا... ما را حسینی کرد یا لااقل از عاشقان او کرد و ما را در جمع عاشقان گم کرد. بار الهی ما را میهمان سرورمان حسین کن. بار الهی ما را ببخش و مرا در زمره شهیدان مخلص خود قرار بده و ما را عاشقانه شهید کن.

خدایا زبانم را گویا و دلم را یاری ده تا حرف دل را در ورق آوردم. درد این است که چرا کسانی که می توانند دین اسلام را که خون هزارا شهید پای آن ریخته شده یاری نمی کنند. ای جوانان که زرق و برق دنیا چشممان را کور کرده از این بالاتر را نمی توانیم ببینیم. تا کی باید در وادی گناه غوطه ور باشیم. از این همه گناه کی خسته خواهیم شد؟ این همه گناه کردیم چه سودی برایمان داشته و چه برایمان باقی مانده است و چه نتیجه ای گرفته ایم؟ والله که نمی توانیم جواب شهدا، مفقودین و مجروحین و اسرا را بدهیم. چگونه می توانیم به کودکان معصوم آنان جواب بدهیم. اگر لطمه ای به این انقلاب بزنیم با حرکت جاهلانه خودمان کرده ایم.

ای جوانان یک مقدار فکر کنیم ببینیم که چرا دلی که باید خانه خدا باشد خانه شیطان شده مگر خدا به ما بدی کرده که آن را از این دل بیرون کده ایم و از او فراری هستیم؟ اگر خود شما به کسی خوبی فراوان کرده باشید و آن فرد به شما بدی کرد و زحمات شما را زیر پا گذاشت او را می نگرید؟ چرا ما باید عرش خدا را بلرزانیم؟ چرا باید او از دست ما عصبانی باشد؟ چرا باید این اعضا و جوارح ما نتواند برای او عبادت کند؟ اگر کسی به شما یک لیوان آب بدهد از او تشکر می کنید این همه خدا به ما نعمت داده برای هر کدام باید یک  عمر تشکر کنیم. بیایید به خود آیید و یک بار هم شده در راه خدا گام برداشتن را امتحان کنید. خدایا لذت عباداتت را به ما ببخش و ما را شاکر نعمت های خود قرار بده.

ملت ایران استقامت را پیشه خود قرار دهید. ما الان در نقطه حساسی از تاریخ قرار گرفته ایم. استقامت شما الان تا حدی است که امریکا تمام حیثیت خود را گرو قرار داده بیاید و با شما رابطه برقرار کند. در کارهایتان به خدا توکل کنید و از او یاری خواهید و امام را تنها نگذارید و در نماز جمعه حضور فعال داشته باشید. مراسم دعا ها را با شکوه تر برگزار کنید زیرا دعا سلاح مومن است.

پدر و مادر عزیزم والله نمی دانم که چه بگویم زبانم از تشکر کردن در مقابل شما قاصر است امیدوارم با تمام بدیهایی که از من دیده اید به بزرگی خودتان من را حلال کنید و ببخشید.

 مادر جان هر وقت دلت گرفت بیاد زینب باش که ده ها داغ را تحمل کرد. مادر جان دوست دارم گریه زینبی کنی تا دشمن بلرزد و کمرش بشکند و بی تفاوت ها را هدایت کند. ظاهراً مولا علی (ع) می گوید: شیرینی و را حتی دنیا سختی آخرت است و سختی دنیا شیرینی آخرت.

خواهرم صبور باش و رسالت زینبی ات را خوب انجام بده و انشاء ا... که تمامی خواهران ما زینبی شوند و از دام امریکا و شیطان خلاص گردند. برادرانم اسلحه ی گرم به زمین افتاده من را بردارید و امام را یاری دهید و به ندای او  لبیک گویید و مساجد را پر کنید.

در آخر از همگی دوست آشنا و فامیل می خواهم مرا حلال کنند.

                              خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. 

                                                                                                   والسلام


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

زندگی نامه شهید کریم رضایی

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسدار شهید کریم رضایی در 1345 در یک از روستاهای شهرستان قزوین در یک خانواده کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود. شهید کریم رضایی دوران کودکی خود را تا هفت سالگی در این روستا پشت سر گذاشت در آن زما روستاییان در فلاکت و سختی زندگی را می گذراندند و سیاست رژیم ستم شاهی مبنی بر فقر و تنگدستی روستاییان بود و تبلیغ شهر نشینی باعث شد که پدر و مادر او تصمیم بگیرند که در تهران اقامت کنند. بعد از آن شهید رضایی در هفت سالگی وارد دبستان شد. او تا دوران نظری تحصیلات خود را با استعداد خوبی ادامه داد تا اینکه انقلاب شروع شد. بعد از انقلاب بود که در تداوم آن بسیار کوشید و همواره در تظاهرات و راهپیمایی ها و مبارزات مردمی آن دوران سعی بسیاری داشت. او در نوشتن شعارهای مذهبی روی دیوار و پخش اعلامیه و گفتن الله اکبر و لا اله الا الله روی پشت بام ها و از بین بردن آثار رژیم معدوم پهلوی در مدارس نقش موثری داشت و در تمام تظاهرات های بزرگی که در تهران می شد از جمله دانشگاه شرکت فعال داشت و همیشه از خود شهید نقل قول می شد که بارها مورد هجوم دژخیمان قرار گرفته و از دست آنها گریخته بود. بعد از پیروزی انقلاب بود که در حالی که به تحصیلات ادامه می داد به عضویت بسیج محل درآمده و به فعالیت عاشقانه خود در راه تداوم انقلاب اسلامی ادامه می داد. او همیشه در رابطه با مسائل و جریانات سیاسی آگاهانه برخورد می کرد و همواره می کوشید که چهره منافقانه گروه هایی را که در خط انقلاب و برخلاف فرهنگ اسلامی حرکت می کردند را آشکار سازد و برای همین کار همیشه سعی می کرد در جمع آوری مطالبی بود که آنها را رسوا کند و در درگیری هایی که می شد همیشه شرکت داشت و قاطعانه با آنان برخورد می کرد و بعد از ملغا شدن گروهها در کشور عزیزمان و با شروع شدن جنگ تحمیلی شهید ما شوق بیشتری برای خدمت به اسلام پیدا کرد و برای همین تصمیم گرفت موقتاً تحصیلاتش را رها کند و برای خدمت به مردم محروم و زجر کشیده سیستان و بلوچستان و مبارزه با ضد انقلابیون و خوانین عازم این دیار شد و به توصیه شهید بزرگوار حسن قلی زاده که به حق الگوی شایسته ای برای کریم رضایی بود در آن دیار مشغول به خدمت شد ولی بعد از گذشت چند ماه و به توصیه اکثر دوستان وی مبنی بر اینکه اسلام به مکتبی های متخصص نیاز دارد و ما در این مقطع نباید دست از تحصیلات برداریم و با ادامه تحصیل خود سنگر مدارس را نیز حفظ کنیم به تهران بازگشت و مشغول به تحصیل شد ولی چون روح بزرگ او در کالبد کوچک او در تلاطم بود و شوق خدمت و مبارزه با دشمنان اسلام باعث شد که دوباره تحصیلاتش را رها کند و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عضو شود او بعد از گذراندن 2 ماه دوره آموزشی و نشان دادن استعداد خود در فراگیری مسائل نظامی برای خدمت به بیت شریف امام گمارده شد. او خدمت در این جای مقدس را خیلی دوست داشت و در این مدت توانسته بود بارها به خدمت امام برسد و از این بابت خیلی خوشحال بود او علاوه بر کارهایی که به عهده داشت در زمینه های ورزشی و عقیدتی و در زمینه های احکام استعداد خوبی داشت به طوری که بارها از طرف روابط عمومی بیت امام جوایزی به او داده شده بود. او در این مدت که در بیت امام بود همیشه به فکر جبهه بود تا اینکه بعد از یک سال به جبهه اعزام شد و در اوایل پاییز 62 با شور و حال خاصی به جبهه رفت دیگر به این دنیا تعلق نداشت. آنقدر به عبادت عشق می ورزید و طوری نماز می خواند که با دیدن او می شد نور شهادت را در تمام وجودش دید و گویی خود به این حقیقت آگاه بود. به روایت دوستانش قبل از شهادت خیلی بی تابی می کرد و برخلاف همیشه زیاد شوخی می کرد و خیلی خوشحال بود. هنگامی که به خط مقدم می رفت تمام وسایلش را مانند ساعت و... به دوستانش داده و از همه حلالیت خواسته بود. رفتارش یادآور رفتار یاران حسین (ع) در کربلا بود. او عاشق و علاقه وافری به سرور شهیدان داشت. همیشه بعد از نماز صبح زیارت عاشورا می خواند و به عشق کربلا حسین (ع) اشک می ریخت. بله عشق حسین (ع) باعث شد کریم کلام خدا را بر گلوله حک کند و نماز شهادت را بر سجاده دشت نبرد به جا آورد و تیر دشمن را با قلب و ایمان خویش مانوس کند. آری کریم در تارخ 16/12/62 در عملیات پیروزمندانه خیبر در حالی که او دیده بان لشگر اسلام بود با نشان دادن ایثارگریهای فراوان توانسته بود بیش از 25 پیکر شهیدان را که در جلو باقی مانده بودند به عقب برگرداند که در آخر به جمع شهیدان پیوست اما پیکر پاک خودش در منطقه دشمن ماند و هنوز هم بعد از گذشت چندین سال به وطن باز نگشته .

قسمتی از وصیت نامه شهید کریم رضایی:

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار.

آری عاشقان شجاع و از جان گذشته به سوی معشوق خود پرواز می کنند. معشوق نیز آنان را در می یابد چون وعده خود خداست و امیدوارم که من هم جز این عاشقان بوده باشم و معشوق خود را بیایم. و ای برادران و خواهرم امیدوارم که شما ادامه دهندگان راه شهیدان و حافظان انقلاب اسلامی بوده باشید و همواره گوش به فرمان رهبر و رهنمودهای آن پیر کبیر باشید.

                                                             

                                                                   «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتة»


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید اسماعیل کریمی

بسم رب الشهدا و الصدقین

با سلام خدمت آقا امام زمان (عج) تنها منجی عالم بشریت و نایب برحقش امام خمینی و با درود بر ارواح طیبه شهدا و با آرزوی شفا هر چه سریع تر مجروحین و معلولین و آزادی اسرا و عزیزان از چنگال خونریز و کافر.

عزیزان هم کنون که این حقیر مشغول نوشتن این وصیت نامه هستم چند ساعتی به آغاز عملیات نمانده است. امیدوارم که سالم برگردم و باز هم بتوانم با توفیق خدا به اسلام عزیز خدمت کنم ولی اگر خدا منت نهاده شهادت نصیب این حقیر نماید بسیار خرسند خواهم بود.

از اینکه چند سالی در کنار شما بودم و هر کدام زحماتی برایم کشیده اید مخصوصاً پدر و مادر عزیزم، مادر ی که شب ها برایم بیداری و روز ها زحمت کشید تا بزرگ شوم و زبان از گفتن زحماتش عاجز است امیدوارم همگی حلالم کنید تا خداوند از این حقیر راضی باشد چون رضایت شما عزیزان زمینه ساز رضایت خداوند است. چند کلامی با دوستان و آشنایان، اقوام، خواهران و برادران همگی بدانید که در این دنیا هیچ چیز و هیچکس باقی نمی ماند جز خداوند پس چه خوب است که ما همه کارهایمان را برای رضایت او انجام دهیم.

ای عزیزان به اسلام و انقلاب اسلامی وفا دار و خدمت گزار باشیم. از آن غفلت نکنیم و در آخر عمر و جانمان را فدای اسلام کنیم که بهتر از این نمی شود. ای عزیزان سعی کنید حتی المکان  نماز را به جماعت بخوانید و مساجد را پر کنید. دست از حمایت امام خمینی برندارید چرا که او نایب بر حق امام زمان (عج) است و برای نجات بشریت آمده و من بقدری امام را دوست دارم که حاضر هستم نه یک بار بلکه صدها بار جانم را در راه هدفش فدا کنم. اگر خدا توفیق دهد.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه  طلبه شهید حسین پاشایی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول و آله الطاهرین و نائبهم

با درود و سلام بر امت شهید پرور و تمامی شهدا ی اسلام. وصیت نامه خود را آغاز می کنم البته نمی خواستم این مسائل را بنویسم چون بیشتر شهدا این ها را متذکر شده اند اما یادآوری دوباره دوباره چون ( و ان الذکری تنفع المومنین) است نوشتم. و شاید بعضی ها را خود نیز عمل نمی کردم اما چون در صدد عملشان بودم نوشتم. همانطور که خداوند در قرآن کریم می گوید: ( و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة و یکون الذین لله) باید بجنگیم تا آنجا که فتنه و آشوب در عالم نماند و باشد این از آن خدا و نباید لحظه ای دریغ کنیم و اگر ما در راه خدا و برای دین هم قطعه قطعه شویم باز هم ناچیز است چون در راه خدا و دین و ائمه اطهار و یارانش و علما و صلحا با آن همه مصائب فدا شدند و ما در برابر این ها نا چیزیم و این را باید توجه داشت که رسالت بزرگی بر دوش ما گذاشته شده که همان رسالت حسینی است و باید در آنجا کوشا باشیم البته اگر ما هم قیام و جهاد نکنیم باز هم خداوند دینش را حفظ و پیروز می کند همچنان که پیامبران را با معجزات پیروز کرده است با لشگر و این ما هستیم که نیاز به جهاد و فضائل آن داریم و علاوه بر این بر ما تکلیف و واجب است همچنانکه قرآن می فرماید: ( ولتبلونکم حتی نعلم المجاهدین و الصابرین منکم) و همانا بیازماییم شما را تا بدانیم مجاهدان و صابران شما چه کسانی هستند. مبادا ما از این امتحان خجل و روسیاه بیرون آییم و نتوانیم در قیامت در برابر ائمه اطهار و شهدا و صالحین سر بلند کنیم؟ و این مطلب روشن است که هر چه بخواهیم می توانیم در جبهه ها بیابیم معرفت و شناخت و عرفان و عشق و توفیق در اعمال و طرز تعلیم و تعلم و الی آخر منتهی در قالب تناسب با جبهه. و اما شهید! همانا تا قیامت زنده و شاهد است و براستی آن کسی به پیروزی بزرگی رسیده که شهید شده چون با خدا معمله کرده چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید: و همانا خداوند خرید از مومنان جان ها و مال هایشان را که برای ایشان است بهشت جاودان که جنگ کند در راه خدا پس بکشد و کشته شود. روشن است که ما لیاقت نداریم بلکه خداوند است که از روی کرم و رحمتی که دارد این مقام را به ما عطا می کند و من از خداوند کریم می خواهم که ما را با شهدا محشور کند. و اما از پدر و مادری که 18 سال زحمت مرا کشیدند و مرا بزرگ کردند. امیدوارم که مرا ببخشید از اینکه نتوانستم برایتان فرزند خوبی باشم ولی زحمات شما به هدر نرفته بلکه در بهترین راه و والاترین معامله خرج کرده اید و اگر خدا من را شهید کند شما به یکی از مقامات عالی رسیده اید و باید خوشحال باشید. برایم گریه نکنید گریه هایتان برای مصائب ائمه اطهار و شهدای گمنام و مفقودین باشد. از شما خواستارم که بیشتر به فکر اعمال آخرت باشید و دعا برای همه  خیرها یادتان نرود و ضمناً چند وصیتی برای دوستان و آشنایان دارم به عنوان برادر کوچکتر: 1. مسئله عمر که چگونه با آن معامله می کنیم. شاید بیشترین شک را در این انقلاب خورده ایم ازتلف شدن عمرها بوده. هیچ چیز با ارزش تر از عمر نیست و وقتی از دست بدهیم دیگر به دست نمی آید. آری باید سعی کنیم از هرلحظه عمر مان برای کسب شناخت و علوم دیگر و صنعت و غیره استفاده کنیم چرا که الان اسلام نیاز به این ها دارد و اگر می خواهیم به کمال برسیم باید حرکت کنیم. 2. مسئله جاذبه ها و دافعه ها که مهمترین و ظریفترین مسائل است که باید سعی در جذب افراد کنیم نه در دفع آنها. 3. مسئله بینش ها و دیدها نسبت به اشخاص و مسائل است. مبادا بینش ها و دیدهای ما نسبت به اشخاص و مسائل یک بینش مردود باشد. مبادا روی اینها زود قضاوت کنیم باید دیدی وسیع و درست برطبق موازین اسلام داشته باشیم. 4. مسئله شور و شوق حزب الله است که باید با تمام قوا حفظش کنیم نباید سست شویم چون در صورت عدم شور و شوق و فعالیت  حزب الله دشمنان بیشترین استفاده را می کنند. مبادا بین حزب الله تفرقه ایجاد شود. جداً وحدت را حفظ کنیم. همچنانکه امام مکرر این مطلب را فرموده اند توجه داشته باشیم که مبادا نماز و حالت معنوی از بین برود یا کم شود چرا که (الدعاء سلاح المومن) و باید تا می توانیم صبر و استقامت داشته باشیم و همیشه سعی کنیم حب اهل بیت را در خودمان زیاد کنیم چرا که آنچه داریم از برکت وجود آنها ست.  5. اینکه سعی کنیم خود را از مشکل معامل بودن درآوریم و من در هر موقعیتی در اعمال خود نگاه کردم خود را معامل دیدم. در نماز، ذکر، صدقه، کمک به مسلمین و در همه امور؛ از شما عزیزان خواستارم خود را از این مشکل برهانید و با عشق عمل کنید. ضمناً از همه دوستان و آشنایان خواهانم مرا حلال کنند.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

  

وصیّت نامه شهید محسن بیک محمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از عرض سلام به خدمت پدر و مادر و عزیزانم امیدوارم که حالتان خوب باشد. پدر و مادر عزیز شما خودتان می دانید که وصیت نوشتن خوب است ولی من کوچکتر از آنم که وصیت بنویسم ولی با اجازه شما می خواهم بنویسم.

با عرض سلام و درود بی کران بر خمینی رهبر مستضعفان جهان و نایب بر حق اما زمان و درود بی کران بر شهیدان راه حق و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام. ( رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند.)

این شعار هر رونده ی راه حق است که می خواهد آنقدر برود تا به وجود ا... پی ببرد و این تکاپو و حرکت به طرف معبود و مقصود است که اگر برای لحظه ای خداوند انسان را به خودش بگذارد امکان لغزش انسان وجود دارد من به آن اندازه سواد ندارم که بتوانم به درک گفته های بزرگان و فلاسفه اسلامی موفق شوم ولی در روایت شنیده ام زمانی که بنده خداوند یک قدم به طرف معبود و خدایش بر دارد خداوند قدم های زیادی به طرف او بر می دارد. من که در تمام عمرم انسان نکبت بار و گناهکار بوده ام که احساس می کنم به سوی او حرکت می کنم و از او می خواهم برای لحظه ای نیز مرا به خود وانگذارد که امکان دارد لغزش ازمن سر بزند.

دوستان آشنایان و عزیزانم وحدت را حفظ کنید و در نماز جمعه ها شرکت کنید و مشت محکمی بر دهان ابر قدرت های جهان خوار بزنید، امام را تنها نگذارید.

تاریخ شهادت: 22/1/61

محل شهادت: فکه

                           


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید علی اصغر پور طالعی

بسم الله الرحمن الرحیم

پدر و مادر عزیز این نامه را به عنوان یک وصیت نامه برایتان می نویسم چون من در منطقه خدمت می کنم ممکن است سرانجام این وظیفه الهی به درجه شهادت برسم. مقدار حرف هایی دارم برایتان می گویم.

مادر جان اگر من شهید شدم پیش دشمن سرت را بالا بگیر و افتخار بکن و زیاد گریه و زاری نکن که دشمن سوئ استفاده کند. و خواهش می کنم از انقلاب و رهبری پشتیبانب کنید. نگذارید خون شهدا پایمال شود. خط امام را ادامه دهید. من از کسی در دل چیزی ندارم اگر هم کسی از من ناراحت است یا دلخوری دارد بروید و بگویید مرا حلال کند.

من از همه شما پدر و مادر و برادرها و خواهرانم راضی هستم.


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید عسگر گل قاسمی

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

با سلام بر آقا امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و خدمت شهدای اسلام.

ای مردم شهید پرور امیدوارم که راه حسین را ادامه دهید و نگذارید این درخت بزرگ انقلاب خشک شود. این انقلاب درختی است که احتیاج به خون دارد و من و شما باید این درخت عظیم را خون بدهیم و با خون ها ی خود این درخت را آبیاری کنیم تا این درخت به رشد کامل برسد. همچنین از طرف دلیر مردان می گویم ما تا آخرین قطره خون ایستاده  و نمی گذاریم امام تنها بماند. ( ای امت شهید پرور بیایید به این کاروان برسیم این کاروان هنوز در حال حرکت است.)

ما از شما امت شهید پرور می خواهیم امام عزیز را تنها نگذارید. ما از شما می خواهیم اگر خداوند متعال ما را پیش خودش برد راه امام را ادامه دهید و از این خون های شهیدان عزیز پاسداری کنید. این خون ها به خاطر اسلام به زمین ریخته شده و اسلام باید زنده بماند. این اسلام و قرآن را زنده نگهدارید و اگر اسلحه یک رزمنده به زمین افتاد آن را بردارید. الان در این وضع مردن در بستر ننگ است به خود بیایید و بیشتر با خدای خود راز و نیاز کنید و بیشتر فکر کنید که فکر کردن ثواب زیادی دارد. قرآن زیاد بخوانید کمتر حرف بزنید بیشتر عمل کنید.

 

                                                                           « والسلام به امید زیارت کربلا»


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید حمید عسگری

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بی کران به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به شهدای اسلام و با سلام به مهدی موعود(عج) و به پدر و مادر عزیزم، مادر عزیز و پدر جان امیدوارم که مرا ببخشید چون که به جز اذیت کار دیگری به شما نکرده ام ، امیدوارم که برای این حقیر طلب آمرزش کنید و از دوستان و آشنایان برای من حلالیت بگیرید.

مادر عزیز و گرامی در شهادت این حقیر مگریید که گریه بدترین زجر برای شهید است. مانند حسین باشید که در روز عاشورا اکبر جوانش، قاسم دامادش، اصغر کوچکش و ابولفضل را می دهد و از همه مهمتر جان خود را می دهد و باید از حسین آموخت.

در مسجد موسی بن جعفر (ع) برایم ختم بگیرید و در آنجا بگویید که حمید گفته که امیدوارم تمام دوستان و آشنایان مرا ببخشید اگر پشت سر آنها غیبت کردم. از آنها التماس دعا دارم. از تمامی دوستان و آشنایان می خواهم که برای من حجله نگذاشته و پول آن را به جنگ دهید.

شهادت فوض عظیم است که نصیب هر کس نمی گردد. خدا می فرماید هر کس که مرا بخواهد مرا می یابد و هر که یافت می شناسد و هر که من را سناخت عاشقم می شود و هر که عاشقم شد من عاشقش می شوم و هر که من عاشقش شوم او را می کشم و خون بهایش به من واجب است و خون بهایش خودم هستم. پس خوشا به حال آن کس که خدا عاشق او شود و او را ببرد.

من کوچک تر از آنم که بخواهم به این ملت قهرمان و شهید پرور توصیه ای بکنم ولی به عنوان تذکر سخنی چند با این ملت دارم و به شما توصیه می کنم که پشتیبان این ملت و رهبر این انقلاب باشید و نگذارید خون این شهدا به هدر رود این انقلاب را به انقلاب مهدی(عج) متصل کنید.

 از خدا طول عمر رهبر ، شفا مجروحین ، آزادی اسیران و باز شدن راه قدس را خواستارم.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما. رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما.

                                                                     

                                                           << والسلام من اتبع الهدی>>

تاریخ شهادت: 23/1/62

محل شهادت: فکه


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

 

وصیت نامه شهید اسد الله جعفری

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از عرض سلام فراوان به امام امت، امت رزمنده و شجاع و درود فراوان به تمام رزمندگان و حامیان قرآن و ادامه دهندگان راه انبیا و حسین بن علی و شهدای کربلا و انقلاب اسلامی ایران.

در آغاز سخنانم کمی به ملت همیشه در صحنه ایران صحبت کنم. هموطنان عزیز و مسلمان همه می دانید که این روحانیت بود که این انقلاب را به پیروزی رساند. مبادا یک روز از روحانیت دور شوید و با آنها مخالفت کنید. ملت عزیز من خیلی کوچکتر از آن هستم که به شما پیام دهم اما از پندهای امام اطاعت نمایید و بعد از نماز دست به سوی خدا دراز نموده و از خدا عاجزانه بخواهید که تا انقلاب مهدی (عج) اما را طول عمر عطا بفرماید.

ای رزمندگان نگذارید سلاحی بر زمین بیافتد. سلاح رزمی افتاده را بردارید و به وسیله آن قلب دشمن اسلام را بشکافید و بعد با قلب یک شهید مقایسه کنید. قلب شهید به ندای حسین لبیک می گوید پر از نور امید و ایمان است خون شهید نور است که نشان دهنده راه سعادت و بهشت است راه رفتن به پیش خدا و انبیا است.

در خاتمه می خواهم کمی با خانواده سخن بگویم. ای مادر و ای پدر و خواهران و برادران من مبادا بعد از شهید شدن فرزندتان گریه کنید. شهید شدن فرزندتان یک افتخار است. آنگاه که در مقابل خدا ایستاده اید شما نزد خدا عزیزی دارید که شهید است و بعد از شهید شدن او ماند زینب ادامه دهنده راهش باشید که در راه خدا جانش را از دست داده است باشد . در آخر ای خواهران و برادران اگر می خواهید معجزات خداوند را ببینید به جبهه ها ی جنگ بیایید و ببینید که خدا چگونه سربازان خویش را محافظت می کند و بشنوید سخنان یک شهید را در لحظات آخر زندگانی.

 


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه  شهید خیرالله ترانه

بسم الله الرحمن ارحیم

بگو ای رسول پناه می جویم به پروردگار آدمیان ، پادشاه آدمیان، خدای یگانه معبود آدمیان، از شر وسوسه شیطان، آن شیطانی که وسوسه و اندیشه بد در دل آدمیان افکند ، چه آن شیطان از جنس جن و یا از نوع انسان. ( سوره ناس) این بیان قرآن است و حالا من چند کلام سخن می گویم. هر فردی ادعا می کند که من مومن هستم ولی وقتی به آن می نگریم می بینیم کارهای این آدمک از شیطان خطرناک تر است. این فرد اگر در مسجد باشد خطرش بسیار زیادتر است. چنین شخصی اگر ببیند که کسی دروغ می گوید خوشحال می شود. اگر کسی غیبت کند خوشحال می شود. اگر کسی از مسجد بدگویی کند خیلی خوشحال می شود. این فرد موذی هنگامی که ببیند دولت اسلامی یکی از منافقین را مجازات می کند این خبیث ناراحت می شود. اگر 500 عالم و مجاهد را شهید کنند خیلی خوشحال می شود. هر وقت برای جمهوری اسلامی پیروزی هایی نصیب می شود اینها خیلی ناراحت می شوند. اینجانب خیرا... ترانه به قدر توانم از جمهوری اسلامی ایران به رهبری خمینی بت شکن و دین و قرآن دفاع می کنم چون این انقلاب در واقع همان کشتی نجات امام حسین (ع) است که در حال حرکت می باشد. هرکس زودتر پیش ود زودتر به آن می رسد. من 50 سال عمر کرده ام اما نمی دانم در تمام این مدت یک هفته خدا پسندانه زندگی کرده ام یا نه؟ یک هفته که زیاد است آیا50 دقیقه آنطور که خدا خواسته عمل کرده ام یا نه؟ این کلام از بزرگان است که انسان یا باید حسینی باشد یا زینبی وگرنه یزیدی است. اگر از من بدی دیده اید به حساب دین مگذارید. من گنهکارم. از ملت ایران عاجزانه درخواست می کنم مساجد را برای اقامه نماز حقیقی پر کنید و در نماز جمعه شرکت کنید این روزها می گذرد ولی فردای قیامت در محضر پروردگار جهانیان چه جوابی دارید؟ اگر امام که جانم فدای او شود سخنی بگوید یا بزرگان دین سخن بگویند با دل و جان گوش کنید و از همه بهتر عمل کنید، اگر نمی توانید عمل کنید بیایید در صحرای جبهه تا چشم خود ببینید این عاشقان امام حسین(ع) و جبهه که در کوههای بلند و در بیابان ها چگونه ذکر خدا می گوییند. در اینجا فرماندهان خیلی زحمت می کشند. در راه خدا آموزش ها را فرا می گیریم. علما احکام دین را به ما تعلیم می دهند برای روزی که با دشمن خدا بجنگیم با قدم های محکم و استوار پیش برویم. خدا از علمای اسلام و فرماندهان لشگرها راضی باشد چون من هر چه درک کردم و فهمیدم از آنها بود. شما را قسم می دهم که اگر به زیارت امام حسین (ع) موفق شدید شهدای اسلام را یاد کگنید چون اینان حسین حسین گفتند تا به آرزوی خود رسیدند. من خبرا.. ترانه فرزند صادق پدر یک شهید هستم. برای او نماز بخوانید و برایم کم خرج کنید و کم خیرات بدهید و از دولت پول طلب نکنید. ما به سرزمین شهادت می رویم. ما به دشت های سبزمان می رویم. ما به باغ های پر گل ایثار می رویم. ما به انبوه کارزار می رویم. ما به کوه های بلند انسانیت می روی. ما به کشتزار های تقوا و فضیلت می رویم. ما به خانه ی خورشید می رویم. ما به قله های توحید می رویم. ما به برج عدالت می رویم. ما از چشمه های وحدت نوشیده ایم چه باک از جنگ؟! راه راه خداست و مکتب ما دین خداست. رهبر ما روح خداست و به سوی تمام آنانکه پیکارشان در راه خداست و ایثارشان برای خدا دست بیعت دراز می کنیم تا یکپارچه برای خدا قیام کنیم و این کافران را از روی زمین برداریم تا جهان از عدالت پر شود. آمدن من خواست قلبی خودم بوده و با اطمینان به خدا و اعتقاد به جمهوری اسلامی ایران در جبهه ی نبرد حق علیه باطل شرکت کرده ام. الان جنگ بین اسلام و کفر است . از یک طرف با صدامیان و از طرف دیگر با منافقین داخلی می جنگیم. من که در راه خدا و ائمه و انقلاب کاری نتوانستم انجام دهم روسیاه هستم ولیکن اگر به پیروزی کامل رسیدید سلام من را به ابا عبدا... (ع) برسانید و همچنین سلام من را به فرزند صالح امام حسین (ع) خمینی بت شکن برسانید. شما را به خدا سوگند می دهم امام را تنها نگذارید و دقیقاً به گفته های مقام رهبری و عملکرد خودتان دقت کنید تا خدای نخواسته شما اهل کوفه نباشید که نسل های آینده شما را لعن و نفرین کنند. من یک روز از جبهه برگشته بودم. همراه فرزندم غلام عباس که شهید شد به عیادت یک دوست بیمار رفتیم . فرزندم با دیدن بیمار گفت: پدر در خانه نمان تا بدین صورت در بستر بمیری . برای مسلمان در بستر مردن ننگ است و با عث افتخار است که در جبهه ی حق شهید یا مجروح یا معلول شود. من بعد از شهادت فرزندم چون اسلحه ی او به دستم نرسید تا با آن راهش را ادامه دهم لکن او یک ساکی داشت که من آن را با خود به جبهه ها حمل می کنم تا بلکه به حرمت او شهادت نصیبم گردد. این را عرض کنم که من زبانم قاصر است که بگویم فرزندم شهید شده . او امانت خدا بود و جان را به جان آفرین تسلیم کرد. من از خدا می خواهم که هر چه زودتر پیروز شده راه کربلا باز شود و سپس به قدس عزیز بشتابیم و اسرائیل غاصب را نابود کنیم تا اینکه برادران فلسطینی هم از آزار مشرکین آزاد شوند و وجدان برادران رزمنده از برچیده شدن ظلم و ستم آسوده گردد. اگر به زیارت کربلا عازم شدید به حضرت ابا عبدا... بگویید که شیعه ای حقیر از شیعیان علی (ع) به نام خیرا... ترانه بود که از دنیا رفت ولی روسیاه به دیدار خدا رفت. امیدوارم که خداوند گناهان گذشته ی ما را بیامرزد. انشاء... و آخر اللمر سلام من را به مجروحین اسلام در بیمارستان ها برسانید.

                                                                  

                                                                  « والسلام علیکم و رحمة ا... و برکاته»


 
شهدای مسجدموسی بن جعفر پایگاه شهیدمقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

 

 

وصیت نامه شهید فریبرز آباد طلب

 

بسمه تعالی

به حضور محترم خانواده گرامی و عزیز تر از جانم برسد.

پس از تقدیم بهترین سلام ها و درود ها به یکایک وجودهای نازنین از پروردگار یکتا سلامت و صحت جسم و جانان را خالصانه خواستارم. باری عزیزان اگر از احوالات این جانب جویا باشید که انشاء... هستید سپاس بیکران ایزد توانا را که هیچ ملالی نیست و تنها نگرانی ام از جانب شماست که آن هم با توکل به خداوند کمی تقلیل می یابد. اولاً پیش از هر چیز باید ماه مبارک رمضان و فرا رسیدن عید سعید فطر را به یکایک شما تبریک و تهنیت عرض نموده و آرزو نمایم که اطاعت و عبادات همه ی شما در درگاه خداوند متعال مورد قبول واقع شده باشد و ماه مبارکی که گذشت توانسته باشد آن چنان که باید شما را به خدا نزدیک نماید. حتماً تا کنون از پیشروی قوای ایران در خاک عراق به خصوص حوالی بصره مطلع شده اید و مانند من شادمان شدید. آنچه من باید در این جا بگویم این است که پدر و مادر مهربانم ضمن عرض سلامتی برای سربازان اسلام مطمئن باشید که کلاً تیپ 84 فعلاً در این عملیات نقشی ندارد و به قول معروف تماشاچی صحنه نبرد می باشد و جز دعا به درگاه خدا کاری نمی کند. پس نگرانی شما از جانب من کاملاً بی اساس است بنابراین خواهش می کنم که هیچ وجه نگرانی از جانب من به خود راه ندهید و به درگاه خدا دعا کنید تا انشاءا... بزودی برادران ما بتوانند بصره را که قلب رژیم بعث محسوب می شود به تصرف خود در آورند و با قدرت لایزال الهی به همین ترتیب تا بیت المقدس پیش روند. دیگر مطلب قابل عرضی ندارم ضمناً رادیویی که آورده ام قشنگ کار می کند. با امید به پیروزی نهایی و نصرت حقیقی لشگریان اسلام و سلامت شما و دیگر مومنین همه ی شما را به پروردگار یکتا می سپارم.

 

                                                      خدا حافظ تمامی شما باد فرزند و برادر شما


 
شهدای مسجدموسی بن جعفرپایگاه شهید مقدم ـ منطقه 17
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳٩٠ : توسط : مصطفی سلطان دوست

وصیت نامه شهید رضا مکاریان

بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک ونحر، ان شانئک هو الابتر.

با سلام به پیشگاه امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خمینی و درود و سلام بر شهیدان انت شهید پرور و درود و سلام بر مادر عزیز و گرامی. بر آن شدم که چند کلمه ای برای شما بنویسم. در مرحله اول خواهشی که از شما دارم این است که امام را دعا کنید و نماز را سر وقت بر پا دارید و اینکه در مرگ من گریه نکنید چون شهید زنده است و در نزد خداوند روزی می خورد و از این که من در نزد شما نیستم ناراحت باشید.

می خواهم که شما مرا حلال کنید و از من راضی باشید و چند کلمه ای می خواهم با شما خواهرانم صحبت کنم، خواهرانم حجاب خود را نگهدارید که زینت زن حفظ حجاب است و باز تاکید می کنم که نماز را سبک نشمارید نماز بپادارید و کارهای خوب را جایگزین کارهای بد کنید. در درس خواندن کوشا باشید. ما گناهانمان آن قدر زیاد بود که از خداوند شرم داریم که گناهانمان را ببخشد و از شما می خواهم دعایم کنید.

چند کلمه ای با شما برادرانم دارم. اگر خدا ما را هم به نزد خودش دعوت کرد و ما از این دنیای گناه به دنیای دیگر رفتیم راه مرا ادامه دهید زیرا این راهی که انتخاب کردیم راه سعادت است و در درس خواندن کوشا بوده و به این امر مهم بپردازید و تو ای مادرم امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکن و خواهران و برادرانم را به خواندن نماز و گرفتن روزه و سایر اعمال اسلامی راهنما باش.

                                                                                     «والسلام» 

21  /11/1361